همین چند روز پیش بود که بالاخره کارت پایان خدمتم رو گرفتم...
در طول خدمت تا به کسی میگفتم مهندسی کشاورزی خوندم..میگفت:خوش به حالتون دولت همیجوری بهتون وام میده..اونم چه وامهائی...
واسه همینم بلند شدم و رفتم بانک سر کوچمون...(البته با عینک دودی خوشبینی)
وای چه آقای بانکدار مهربون و خوشتیپی
سلام آقای بانکدار اومدم وامم رو بگیرم..اگه میشه ۳۰ میلیون چک پول درشت مرحمت کنین.
آقای بانکدار هم با یه لبخند رویائی به من گفت :
میشه مدارکتون رو ببینم...
خواهش میکنم آقای بانکدار بفرمائید...
آقای مهندس شما از خودتون زمین دارین؟
نه چطور مگه؟ مگه زمین هم می خواین بهم بدین....؟
نه عزیز من بردار اون عینک مسخره رو شما یا باید یه زمین خوش قواره داشته باشین..یا اجاره نامه ۱۰ ساله.
آخه کی زمینشو واسه ۱۰ سال به من اجاره میده...یکدفعه بگین وام نمیدین دییگه...راستی آقای بانکدار شما چقده زشتین..بدون عینک ندیده بودمتون
خلاصه از اونجا رونده..رفتم نظام مهندسی تا ببینم چه خبره!
که عالیجنابان جملگی فرمودند:مهندسی جان تنها کاری که ما برای شما میتونیم بکینم اینه که دعاتون کنیم...فعلا هم مراسم ختم انعام براتون گرفتیم...برو مزاحم ادعیه ما نشو...

حالا هم به چند تا شرکت سپردم تا اگه در قسمت مدیریت یا ریاست نیرو می خواستن از من استفاده کنن..اونا هم گفتن..باهات تماس میگیریم..هنوز که تماس نگرفتن..ولی من منتظر میمونم...