www.fastiran.com
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٦  

سلام بچه ها خیلی وقته مشغول سایت فاست ایران هستم و نمی تونم زیاد مطلب بنویسیم
سایت فاست ایران دو تا وبلاگ هم داره که توش مطلب می نویسیم

اولی دستنوشته های هفتگی:    www.modir.fastiran.com    

دومی در مورد پرورش گلهای زینتی هست:    www.flower.fastiran.com

از دیگر امکانات سایت هم فروش هاست ارزان  و دومین رایگان...

تالار تبلیغاتی فاست ایران هم افتتاح شد                 http://forum.fastiran.com

برای ایام نوروز هم 1000 مگابایت فضا+دومین رایگان+نصب رایگان نرم افزارهای مورد نیاز مثل همین وبلاگهای خودم+کنترل پنل تخصصی و حرفه ای+ایمیل بی نهایت+ساب دومین بی نهایت+...=فقط 30000تومان در سال

راستی سیستم نظرسنجی هم دارم و جایزهای باورنکردنی هم براش گذاشتم..حتما سر بزنید

www.fastiran.com


 
در جستجوی رويا
ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ دی ،۱۳۸٦  

همین چند روز پیش بود که بالاخره کارت پایان خدمتم رو گرفتم...

در طول خدمت تا به کسی میگفتم مهندسی کشاورزی خوندم..میگفت:خوش به حالتون دولت همیجوری بهتون وام میده..اونم چه وامهائی...

واسه همینم بلند شدم و رفتم بانک سر کوچمون...(البته با عینک دودی خوشبینی)

وای چه آقای بانکدار مهربون و خوشتیپی

 سلام آقای بانکدار اومدم وامم رو بگیرم..اگه میشه ۳۰ میلیون چک پول درشت مرحمت کنین.

آقای بانکدار هم با یه لبخند رویائی به من گفت :

 میشه مدارکتون رو ببینم...

خواهش میکنم آقای بانکدار بفرمائید...

 آقای مهندس شما از خودتون زمین دارین؟

 نه چطور مگه؟ مگه زمین هم می خواین بهم بدین....؟

 نه عزیز من بردار اون عینک مسخره رو شما یا باید یه زمین خوش قواره داشته باشین..یا اجاره نامه ۱۰ ساله.

آخه کی زمینشو واسه ۱۰ سال به من اجاره میده...یکدفعه بگین وام نمیدین دییگه...راستی آقای بانکدار شما چقده زشتین..بدون عینک ندیده بودمتون

خلاصه از اونجا رونده..رفتم نظام مهندسی تا ببینم چه خبره!

که عالیجنابان جملگی فرمودند:مهندسی جان تنها کاری که ما برای شما میتونیم بکینم اینه که دعاتون کنیم...فعلا هم مراسم ختم انعام براتون گرفتیم...برو مزاحم ادعیه ما نشو...

حالا هم به چند تا شرکت سپردم تا اگه در قسمت مدیریت یا ریاست نیرو می خواستن از من استفاده کنن..اونا هم گفتن..باهات تماس میگیریم..هنوز که تماس نگرفتن..ولی من منتظر میمونم...


کلمات کلیدی:
 
ايران بی نياز...ايران سرفراز
ساعت ٦:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٦  

توی این مدتی که نبودم...تو شهر تقریبا مرزی خاش(در نزدیکیهای پاکستان)...واقع در استان سیستان و بلوچستان مشغول خدمت مقدس سربازی بودم..چیزهائی تو این استان محروم دیدم که واقعا دیدنی بود...اونجا از آب شیرین در خونه ها خبری نیست...توی چند جای شهرشون شیرهای آب شیرین بود که مردم برای مصرف روزانه با دبه میومدن و آب میبردن خونشون...هنوز راه آهن به اونجا نرسیده...و جالب تر از همه اینه که :

قراره از طریق این استان محروم گاز به پاکستان و غیره صادر بشه..در صورتیکه خود این استان از نعمت گاز محرومه...امیدوارم مسئولینی که حالا به فکر گاز رسانی به روستاها و غارنشینان اطراف شهرهای بزرگ و نزدیک به مرکز و همچنین نقاط مختلف دنیا هستند..کمی هم به فکر این استان بزرگ و محروم باشند...من که امیدوارم شما هم امیدوار باشین...یاحق


کلمات کلیدی: